عنوان ندارد

از خودم

از این بی برنامگی از اینی که الان هستم

شدیدا ناراضی ام

دلم وبلاگ شلوغ پلوغم رو مخواد

دلم حرفامون رو میخواد

حیف که هیچی ندارم

دوستامم همشون رفتن و ناپدید شدن

۰ نظر

دردسر های یک گواهینامه ی ناقابل

سلام علیکم:)

فردا صب ساعت 7 و نیم امتحان آیین نامه اصلی دارم و اگه قبول بشم 5 شنبه امتحان افسر رو دارم:/

استرس؟

کم نه

الان لپ تاپو روشن کردم تا چند تا نمونه تست بزنم و بگیرم بخوابم تا صب زود پاشم مرور کنم و اینا

۰ نظر

کوچ از وبلاگ به کانال:(

دلم یه جور عجیبی برای وبلاگم تنگ شده

برای شماها تنگ شد

همش صفحه رو باز میکنم میخوام حرف بزنم

ولی حرفم نمیاد

اینقدر که توی کانال نوشتم از وبلاگ ولی عقب موندم

2 ترمه که دارم توی موسسه زبان درس میذم:)

سیر ندگی عادی و معمولیه

لپ تاپ به تازگی درست شده و دسترسی به وبلاگ برام راحت تره:)

۰ نظر

التماس دعای مخصوص

سلام

خوبید؟

نماز روزه هاتون قبول

جمعه دمو دادم

فردا یا پس فردا نتیجش میاد

میشه لطفا برام دعا کنید که قبول بشم؟؟؟

خواهشا موقع افطار دعا برای من یادتون نره:)

راستی کیک های ماهگردها رو تا سالگرد به روز رسانی کردم:)

میگما

من چرا حال ندارم برم درس بخونم؟


۹ نظر

اولین پست سال 1396 کاری از هدای تنبل:(

سلام:)

احوالات شما.خوبید؟؟خوش میگذره؟

ما هم خوبیم

هم من هم آقای یار

خدا رو شکر به ثبات رسیدیم و روزای خوبی رو میگذرونیم.

و من دارم در کنار مردی که دوستش دارم پله پله به آرزوهام نزدیک تر میشم.

مردی که با تموم علاقه ای که به هم رشته بودنمون داشت وقتی بهش گفتم این رشته رو دوست ندارم و میخوام دوباره کنکور بدم نه تنها مخالفت نکرد بلکه کاملا همایتم کرد.روز کنکور خودش اومد منو رسوند تو راه کلی سلفی گرفتیم و با کلی انرژی مثبت منو فرستاد سر جلسه:)

مردی که وقتی میخواستم انصراف بدم پا به پام اومدم و کمکم کرد و وقتی میخواستم همه چیزمو بزارم و از صفر شروع کنم بازم همراهم بود

حتی روز اول دانشگاه.مثل یه پدر مهربون.یا نه اصلا چزا پدر

مثل یه عشق دوست داشتنی با این تفاوت که مثل نبود خودش بود.

و روزی که رفتم مصاحبه بدم برای یه آموزشگاه زبان معتبر بهم قوت قلب داد.وقتی قبول شدم اولین کسی بود که بهم تبریک گفت و حالا من دارم پله پله به رویای زمان بچگیم میرسم.

من رفتم رشته زبان تا تیچر بشم و حالا فقط چند قدم دیگه مونده تا بهش برسم:)

شاید همین تابستون.

این روزا اکثرا 12 ساعت کلاسم و این خستم نمیکنه که هیچ عاشق ترمم میکنه:)

صبح ها دانشگاه و عصر ها موسسه میرم observe.یعنی سر کلاس ها میشینم و درس دادن اساتید رو تماشا میکنم

از هفته دیگه هم احتمالا کلاس های تی تی سیم شروع بشه و بعد از کامل شدن جلسات observe باید demo بدم و همه چیز به دمو بستگی داره که اگه قبول بشم میتونم همین تابستون کلاس بردارم:)

شاید برای بعضیا خیلی سطحی و ساده باشه ولی این یکی از آرزوهای من بوده و هنوزم هست....

برام دعا کنید دمو رو قبول بشم:)

نیمه شعبان هم پیشاپیش مبارک:)))

۶ نظر

سال نو مبارک

سلام چیزی به سال تحویل نمونده

فقط اومدم بدو بدو عیدو بهتون تبریک بگم و برم تو افق محو بشم

مواظب خودتون و خوبیاتون باشید

۴ نظر

گلکسی کوکیز


سلام

احوالات چه طوره؟

چهارشنبه یه امتحان سخت دارم🙈

هیچی هم نخوندم

بوی عید هم که داره میاد

اون شیرینی هایی که بالا میبینید گلکسی کوکیز هستن که دستورش از شف طیبه نازنینه.البته من گلیز نزدم روی بیسکوییت هام و با رویال ایسینگ کار کردم.بیسکوییتمم با یه دستور دیگه درست کردم ولی خب ایده اولیش مال شف طیبس

دیگه جونم بگه براتون ما خوبیم

خدا رو شکر مشکلی هم نیست همه چیز در ارامشه و این ارامش منو یه کم نگران میکنه نه این که اتفاق بدی قراره بیوفته نه ولی ته دلم یه کم شور میزنه😍

کلی حرف داشتم ها ولی همین که دستم رسید به وبلاگ همه چیز یادم رفت.

دارم یه سریال کره ای جیگر نگاه میکنم به اسم افسانه دریای ابی که خیلی قشنگه

کلا هر وقت سریال کره ای نگاه میکنم اروم میشم و حسم به زندگی مثبت میشه

دیروز توی دانشگاه 2 ساعت بیکار بودیم ب پیشنهاد من با چند تا از بچه ها که نسبتا صمیمی ترم حقیقت جرئت بازی کردیم خیلی حال داد.😂

اولش که تغییر رشته دادم فکر میکردم چون 2 سال از بچه ها بزرگ ترم سخت میشه باهاشون رابطه برقرار کرد ولی خدا رو شکر همه چیز خوبه و دوستای خوبی پیدا کردم.مخصوصا 2 نفر از بچه ها ب اسم مهلا و زینب.راستش ی دختری هم هست که فکر میکنم باید اینجا درموردش صحبت کنم چون این وبلاگ یه قدرت جادویی داره که هر چی رو که اینجا مینویسم به فاصله یک هفته کاملا حل میشه نثل همون پستی که چند ماه پیش گذاشتم و حسابی با کامنتاتون منو دلگرم کردید و الان همه چیز رو به راه شده در حدی که 🙈🙈🙈از وسطای بهمن همه خریدای عیدمو کردم گذاشتم کنار.اونم نه یه دست بلکه چند دست🙈🙈🙈حالا بعدا سر فرصت ازشون عکس میگیرم میزارم اینجا.

راجع به اون دختر

راستش یه مدلیه.خیلی حساسه خیلی زود رنجه همش سعی میکنه با من و مهلا و زینب دوست بشه یه جورایی مرموزه.فکر میکنه اینجا دبستانه.و اینکه روابط اجتماعیش در حدیه که اصلا حرف نمیزنه ولی دوست داره حرف همه رو بشنوه و همش میگه احساس میکنم شما از من خوشتون نمیاد

در حالی ک محیط دانشگاه اخه فرق داره با مدرسه.ما ک نمیتونیم همش بگیم فلانی میای بریم اب بخوریم یا فلانی میای بریم بوفه؟اخه این ب نظرم توقع بیجاییه.یه بار که داشتم باهاش حرف میزدم میگفت بچه های این دانشگاه ب نظرم مغرور و فیس و افاده ای ان و خودشونو میگیرن.اخه اونم مثل من دو ترم ی دانشگاه دیگه میخونده و این ترم ترم اولیه که میاد این دانشگاه.میدونم که تنهاست و ابجی هم نداره و دوست صمیمی هم تا جایی که من میدونم مطمئنن نداره البته شایدم داشته باداشب نظرتون چ جور رفتاری باهاش داشته باشم؟خیلی رو اعصابه

حالم خوب نیس فکر کنم چون دارم با گوشی مینویسم زیاد نمیتونم چک کنم شاید غلط ملط هم داشته باشه.

ادامه مطلب عکس اون جعبه که پست پیش گفتم رو میزارم

راستی سبزه عید گذاشتین؟؟؟

۳ نظر
About Me
♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ✿
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ ✿
💋💋💋💋❤💚💜💙💕💖💞😍😘
اینجا من مینویسمـ❤
روزانه هایمـ را❤
خستگی هایمـ را❤
شادی هایمـ را❤
اتفاقات را❤
مطالب جالبی که جایی میخوانمـ❤
همه و همه را مینویسمـ❤
تا زنده امـ مینویسمـ❤
+با ما همراه باشید❤
💋💋💋💋❤💚💜💙💕💖💞😍😘
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان