۲ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

چیزهایی هست که نمیدانی

میدونید

اینقدر از پیدا کردن ژوان خوشحالم که همش دلم میخواد بیام و بنویسم وایضا بخونم

البته اینجا تقریبا متروکست ولی نمیدونم چرا آمار بازدید اینقدر زیاده و این آمار درسته یا نه:|

امروز امتحان دادم و باز دوباره به خنگی خودم ایمان آوردم.نمیدونم چرا اینقدر جلوی افسر احمق میشم و کنترلم رو از دست میدم

منی که تنها ماشینو برمیدارم وبدون هیچ ترسی میزنم به دل شهر و رانندگی میکنم:(

جیم و خانوادش فردا دارن میرن تهران

و کلی خواهش کرد که منم برم

راستش شاید اگه اون روز تو خونشون اون رفتار مامانش رو نمیدیدم واگه همون روز هتل واسه ما اوکی میشد از خدام بود که برم

چون هم به عوض شدن آب و هوام نیاز دارم و هم به خرید درست و حسابی 

که هر دوتاش مطمئنم توی سفر اونم کنار جیم به بهترین نحوش انجام میشد...

پسفردا ماهگردمونه و اولین ماهگردی میشه که ما از هر دوریم....من خوشحالم که جیم تصمیم گرفت با خانوادش بره چون بعد از اینکه من حاضر نشدم امسال باهاش برم کربلا و اونم نرفت تموم این یه ماه رو یع جوری با منت بهم میگفت که ب خاطر تو نرفتم...و نخواستم این تجربه در مورد تهران تکرار بشه

منم تو این چند روزی که نیست گات میبینم و بافتنی میبافم و ورزش میکنم...

عصر موسسه کلاس دارم.

نمیدونم چی شد که راضی شدم با این حقوق کم و بچه های شیطون این ترم هم موافقت کنم و برم اما به چشم تجربه بش نگاه میکنم و سعی میکنم خوشحال باشم.البته این ترم هفته دیگه تموم میشه و من حدس میزنم اقای میم واسه ترم بعد میخواد بهم یه کلاس دیگه هم بده.البته زیاد خوشحال نمیشم چون این ترم واقعا درگیر کارهای عروسی خواهم بود و دلم نمیخواد موسسه خستم کنه...شاید اگه این ترم 2 تا کلاس میداشتم خوشحال تر میبودم...

دیشب مامان آش زشته درست کرد و جیم هم ومد خونمون.توی این سرما واقعا چسبید...


  • هایـــــدی
  • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶

بازم دردسرهای همون گواهینامه ناقابل

مامان خوابه و من با اینکه میدونم ساعت 4 و نیم باید بره باشگاه هنوز بیدارش نکردم

چرا؟چون خودم هم هنوز ورزش نکردم  و واقعا لزوم نمیبینم یه ادم با 45 کیلو وزن بخواد بره باشگاه

خانواده جیم میخوان این چند روز تعطیلی برن تهران دیدن داداشاش

و من؟راستش خسته تر از اونم که بخوام هزار و دویست کیلومتر راه برم و دو روز بعد برگردم

تنها موندن رو ترجیح میدم

امیدوارم جیم راضی به رفتن بشه چون واقعا به این تنهایی چند روزه نیاز دارم تا فقط فقط برای خودم باشم و ببینم کجای زندگیمم و دقیقا توی نوزده سالگیم چیکار کردم

این ماهی که گذشت در به در دنبال خونه بودیم و بالاخر یه خونه که هم به بودجمون بخوره و هم از نظر من برای سپری کردن بقیه عمرم مناسب باشع پیدا کردیم.طبقه آخر یه ساختمون بیست و چهار واحدی شیش طبقه

و راستش زلزله دیشب کرمانشاه و اونهمه خرابی ساختمونا من رو یه کم برای زندگی توی اون خونه مردد کرد.به هر حال مجبورم دیگه

دلم برای اونهمه ادم که بی خونه شدن و اون همه خانواده که داغدار شدن خیلی درد داره

همزمان دارم توی کانال مینویسم ولی واقعا خستمه و تحمل اونهمه شلوغی و نوتیفیکیشن و خاله زنک بازی خیلی برام سخت شده.به علاوه به بیست و چهار ساعته گوشی به دست نشستم یه گوشه

امروز وبلاگ یکی از دوستای خیلی قدیمیم رو پیدا کردم و ساعت ها مشغو خوندن شدم واخرشم براش کامنت گذاشتم

و وقتی خوندمنم تموم شد انگار فیتیلم روشن شد و بدو بدو اومدم سراغ وبلاگ نارنبتنم تا قبار روشو پاک کنم و باز بگم هیچی وبلاگ نمیشه

جایی که فقط خودت باشی و خودت و کسی نباشه ک قضاوتت کنه

من تا الان 3 بار امتخان رانندگی دادم و در کمال ناباوری رد شدم

اخه ماشینی که باهاش آموزش دیدم یه ماشین نو و هیدرولیک بود اما ماشین افسر بسیار داغونه وفرمونش خیلی سفته

فردا دوباره امتحان دارم ولی نه بابا میدونه و نه جیم

فقط من و مامان در جریانیم وخیلی سکرت طور میخوام برم امتحان بدم

امیدوارم قبول بشم چون دیگه واقعا خلی خجالت آوره و از خودم توقع اینهمه خنگی نداشتم

البته میدونم که استرس قطعا باز بهم گند میزنه

میتونستم الان به جیم پیام بدم که بیا با هم بریم تمرین رانندگی ولی بابت دیشب از دستش ناراحتم و از طرفی نیمخوام شک کنه که فردا امتحان دارم

اخه تو کوچه با عرض 5 متر چه جوری میشه با فرمن معمولی دور دو فرمون زد:(

دوشنبه ها خوش خوشان منه چون فق 8 تا 10 ضب دانشگاه کلاس دارم و موسسه هم کلاس ندارم:)

حدود 5 روزه که دارم با یه اپلیکیشن تو خونه ورزش میکنم و نمازامو هم میخونم

خیلی از روندی که پیش گرفتم راضیم و حس سبکی وآرامش دارم

امیدوارم مثل دفعه پیش وسط راه ولش نکنم و واسم همیشگی ودائمی باه این دو تا عادت خوب ورزش و نماز

الانم میخوام برم ورزش کنم

و بعد نمازم رو بخونم و بعدش ماسک سفیده تخم مرغ وآبلیمویی که صدف بیوتی یاد داده رو بزنم و تا وقتی که ماسک روی صورتم خشک میشه واسه خودم فیلم ببینم

و سعی کنم به هیچ چیز فکر نکنم

و نکنم

و نکنم

  • هایـــــدی
  • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶
♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ✿
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ ✿
💋💋💋💋❤💚💜💙💕💖💞😍😘
اینجا من مینویسمـ❤
روزانه هایمـ را❤
خستگی هایمـ را❤
شادی هایمـ را❤
اتفاقات را❤
مطالب جالبی که جایی میخوانمـ❤
همه و همه را مینویسمـ❤
تا زنده امـ مینویسمـ❤
+با ما همراه باشید❤
💋💋💋💋❤💚💜💙💕💖💞😍😘
پیوندهای روزانه